درس دوم : مناجات

* در امتحان ترم و کنکور از اشعاری که با ستاره مشخّص شده اند، سؤال طرح می­شود.

آن گونه که در سال های گذشته هم خواندیم؛ سنایی ،آغازگر تحولات زیادی در قالب های کوناگون شعری از جمله غزل بود.  او اوّلین بار مضامین عرفانی را به طور گسترده وارد غزل ساخت .  این عزل نیز از جمله غزل های عرفانی حکیم آدم سنایی غزنوی است.

شعر درقالب غزل است. ادبیّات غنایی سبک عراقی.

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایی       نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

ملِک: پادشاه، صاحب، خداوند. جمع آن ملوک است.

مَلَک : فرشته . ج . ملایک ، ملایکه .

مُلک :1 - پادشاهی .2  - بزرگی ، عظمت .

مِلک: 1- آنچه در تصرف شخص باشد. 2 - زمین متعلق به شخص .

تو» 1) مضاف­الیه      2) نهاد

«م» در«توام» نقش  متمّمی دارد.(جز به راهی که تو به من نمایی ، نمی­روم.)

در هر کدام از ابیات اشاره ای(تلمیحی) ترجمه گونه، ولی لطیف به یکی از اسما و صفات حضرت باری تعالی دارد.مفهوم بیت در این آیات آمده است:«مالک یوم الدّین»«سبحان الله»، «اهدناالصّراط المستقیم»،«الحمد لله ربّ العالمین »و«اهدناالصّراط المستقیم ...».

·        بیت یادآور مفاهیم سوره­ی «حمد» است.

معنی: خداوندا، تو را ستایش می­کنم که پاک و منزّه هستی و آفریدگاری. جز راهی که تو به من نشان می­دهی، راه دیگری نمی­روم(کاملاً مطیع تو هستم).

هماهنگی وزنی بین تک تک واژه ها(بین مصرع های برخی ابیات)موجب آرایه ای شده که بدان «ترصیع و موازنه» گویند.

    همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم          همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

همه درگاه تو جویم: ایاک نعبد و ایّاک نستعین

همه توحید تو گویم: قُل هوالله احد

همه: در معنی«همیشه، فقط» قید تأکید است.

فضل: بخشش  /    سزا: لایق، شایسته، سزاوار

توحید: اقرار به یگانگی خداوند، تهلیل، لااله الی الله.

پویم: می­پویم، جست و جو می­کنم.

همه از فضل تو پویم1:  تنها در پیِ فضل و بخشش تو هستم.

جویم، پویم، گویم: جناس ناقص اختلافی هستند و قافیه­ی میانی.

معنی: فقط به درگاه تو روی می­آورم، و فقط  از لطف و کرم تو آن چه را باید ، می طلبم و فقط تو را به یگانگی می ستایم که تنها تو شایسته­ی یگانگی هستی.

آرایه­ی تسمیط: در رشته کشیدن، زمانی که بیت، به چهار مصرع فرضی تقسیم شود و قافیه­ی سه پاره­ی اوّل آن با پاره­ی چهارم متفاوت باشد و قافیه­ی پاره­ی چهارم از قافیه­ی کلّ  شعر پیروی کند، می­گوییم دربیت تسمیط آمده است.

تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی         تو نماینده­ی فضلی، تو سزاوار ثنایی

بیت قافیه­ی درونی دارد.

نماینده: در این بیت«انجام دهنده­، نشان دهنده»

حکیم: دانا، دانشمند   / عظیم: بزرگ

کریم: بخشنده / رحیم­: بخشایشگر، مهربان

ثنا: ستایش(اهمّیّت املایی دارد).تخلّص قائم مقام

سنا: روشنی، ضیا(اهمّیّت املایی دارد).تخلّص جلال همایی

حکیم، عظیم، کریم، رحیم: مراعات نظیر دارند(صفات خداوندی)

نماینده: بن مضارع+ـَنده؛ صفت بیانی فاعلی، در نقش مسندی

فضل و ثنا: هر دو مضاف­الیه هستند.

مفهوم بیت در«الحمد لله ربّ العالمین و الرحمن الرحیم»

معنی: تو دانا، بزرگ، بخشنده و مهربان هستی، تو کرم کننده و عامل فضل و بخششی، تو شایسته­ی ستایش هستی.

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی          نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

وصف: توصیف کردن     / وهم: خیال و گمان

شِبه: مانند و نظیر(اشباه= اکفا= همانندها)

اشباح: شَبَح­ها، سایه­ها و سیاهی­ها

فهم و وهم: جناس ناقص اختلافی

آرایه­ی ترصیع که با حضور سجع­های موازی در بیت ایجاد شده است .

تلمیح به آیه­ی شریفه­ی: «الله الذّی لیس کمثله شیء» و اشاره به سخن امام علی : الذّی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن:( کسی که همّت­های دور پرواز او را درک نکنند و عقل­های زیرک به کُنه آن نرسند).

معنی: تو را نمی­توان توصیف کرد زیرا در فهم ما انسان­ها نمی­گنجی و نمی­توان کسی را به تو مانند کرد. زیرا تو از خیال و تصوّر ما بیرون هستی.

با این ابیات تناسب معنایی دارد:

نه بر اوج ذاتش پرد مرغِ وهم                             نه در ذیل وصفش رسد دست فهم

نه در ایوان قربش وهم را بار                              نه با چون و چرایش عقل را کار

مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر                ما همچنان در اوّل وصفِ تو مانده­ایم

ای برتر از خیال و گمان و قیاس و وهم                وز هرچه خوانده­ایم و شنیدیم و گفته­اند

به قیاس در نگنجی و به وصف در نیایی                متحیّرم در اوصاف و جمال و روی و زیبت

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی               همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه عزّی: ذوالجلالِ والاکرام

همه نوری: اللهُ نورُ السّموات و الارض.

عزّ: عزّت، ارجمندی، عزیز بودن.

همه جودیّ و جزایی: تناسب معنایی با «باران رحمت بی­حسابش، همه را رسیده»

همه: قید تأکید              /   سرور: شادمانی، شادی         /       کاربرد قافیه­ی میانی و مضاعف

جود: بخشش

جور: ستم

جزا: پاداش

بیت: مراعات نظیر و آرایه­ی ترصیع دارد.

ترصیع : جواهر نشاندن بر چیزی . آوردن کلماتی در دو مصراع یا دو جمله که از نظر وزن و سجع یکی باشند.

معنی: خدایا، تو بزرگ، ارجمند، دانا، اطمینان بخش، نور و شادی هستی و بخشنده و پاداش دهنده هستی.

همه غیبی تو بدانی ، همه عیبی تو بپوشی               همه بیشی تو بکاهی همه کمّی تو فزایی2

همه غیبی تو بدانی: اللهُ عالم الغیب و الشّهاده = علّام الغیوب

همه عیبی تو بپوشی: پرده­ی گناه بندگان به گناهِ فاحش ندرد= ستّار العیوب

همه بیشی تو بکاهی همه کمّی تو فزایی: تناسب مفهومی با: علی کلّ شیءٍ قدیر(دلبر که در کفِ او موم است سنگِ خارا).                       بیت آرایه­ی ترصیع دارد.

غیب و عیب : جناس خطی

مفهوم آیه­ی : تعزّ من تشاءو تذّل من تشاء

توضیحات 2: همه­ی کم و زیاد شدن­ها به دست توست.

طباق و تضاد در «بیش و کم » ، «بکاهی و فزایی »

معنی: خدایا، تو همه­ی عیب­ها را می­دانی(علّام الغیوب) و همه­ی عیب­ها را می­پوشانی(ستّارالعیوب) و همه­ی کم و زیاد شدن­ها به دست توست(اشاره به قدرت مطلق خداوند).

ارتباط معنایی با: یکی را به سر برنهد تاج بخت                 یکی را به خاک اندر آرد زِ تخت

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید                     مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

لب و دندان: تمام وجود، مجاز (ذکر جز و اراده­ی کل)

مراعات نظیر: بین«آتش، دوزخ» و« لب، دندان، روی»

روی : ایهام (- راه  - چهره )

همه: ضمیر در نقش قیدی

مگر: امید است(شاید) قید شک و تردید

مگر: قید تمنّا و آرزو

روی رهایی : امکان رها شدن، راه نجات

«ش» در بودش: متمم به معنی برای او.

بیت بیانگر دل سپردگی و نهایت عشق سنایی به خداوند است.

معنی: تمام وجود سنایی تو را به یگانگی می­ستاید بدان امید که از آتش دوزخ راه نجاتی داشته باشد .

ارتباط معنایی دارد با بیت:

خود نه زبان در دهانِ عارفِ مدهوش           حمد و ثنا می­کند که موی بر اعضا

حکیم سنایی غزنوی، شاعر قرن ششم که دیوان اشعارش به تصحیح دکتر مظاهر مصفّا.

الهی نامه­های زبان فارسی:

الف) خواجه عبدالله انصاری(مناجات نامه به نثر مسجّع)

ب) عطار نیشابوری(به نظم)

ج) سنایی غزنوی، که نام دیگر آن مثنوی حدیقه الحقیقه(به نظم)

آثار حکیم سنایی غزنوی: - مثنوی عرفانی حدیقه الحقیقه طریق التحقیق کارنامه­ی بلخ عشق نامه عقل نامه سیر العباد الی المعاد تجرید العلم.