درس دهم / قلب مادر
داد معشوقه به عاشق پيغام كه كند مادر تو با من جنگ
واژه هاي معشوقه /عاشق جناس اشتقاق است . / معنی: معشوقه به عاشق خود اين چنين پيغام داد كه مادر تو با من ناسازگاري و بد رفتاري ميكند.
هر كجا بيندم از دور، كند چهره پرچين و جبين پر آژنگ
مصراع دوم كنايه است از خشم و ناراحتي / معنی: هرجا كه مرا از دور مي بيند، به نشانه ي خشم و ناراحتي چين بر چهره مي اندازد و گره بر ابرو.
با نگاه غضب آلود زند بر دل نازك من تير خدنگ
دل نازك كنايه است از حساس بودن / بيت آرايه تشبيه دارد / نگاه غضب آلود : مشبه / تير خدنگ : مشبه به / نكته : بيت از نظر دستوري يك جمله است. / معنی: مادر تو با نگاه خشمگين خويش بر دل حسّاس من تيري سخت مي اندازد ( وجود مرا با نگاه هاي غضبناك خويش مي آزارد.)
از در خانه مرا طرد كند همچو سنگ از دهن قلماسنگ
بيت آرايه ي تشبيه دارد ( تشبيه مركب= هيئتي به هيئتي ديگر) مصراع اول : طرد كردن از در خانه : مشبه / دهِن قلماسنگ اضافه ي استعاري و تشخيص / معنی: مادر تو مانند پرتاب كردن سنگ از فلاخن مرا از در خانه دور مي سازد و ازخود مي راند.
مادر سنگ دلت تا زنده است شهد در كام من و توست شرنگ
- سنگ دلي كنايه از بي رحمي / واژه هاي شهد/ شرنگ تضادند / مصراع دوم كنايه است از عدم آسايش / مصراع دوم متناقص نما ( پارادُكس ) دارد / معنی: مادر بي رحم تو تا زماني كه زنده است زندگي به كام ما شيرين نخواهد شد ( لذت هاي زندگي را بر ما تلخ خواهد كرد)
نشوم يكدل و يكرنگ تو را تا نسازي دل او از خون رنگ
مصراع اول كنايه است از صميميت و اخلاص ( يك دل و يك رنگ بودن )، دو كنايه در يك مفهوم به كار رفته است. / مصراع دوم كنايه است از كشتن ( دل را خونين رنگ ساختن ) / معنی: بدين خاطر من با تو صميمي و مخلص نخواهم شد تا او را از بين نبري و نكشي
گر تو خواهي به وصالم برسي بايد اين ساعت بي خوف و درنگ
اين ساعت مجازاً زمان حال ( فوراً) ( با دو بیت بعد موقوف المعانی است)
روي و سينه تنگش بِدَري دل برون آري از آن سينه تنگ
سينه تنگ كنايه از كينه توزي / بُخل / بيت آرايه ي تصديردارد ( واژه ي سينه ي تنگ )
گرم وخونين به منش باز آري تا بَرَد زآينه ي قلبم زنگ
آينه قلب : اضافهي تشبيهي / مصراع دوم كنايه است از رفع كدورت / زنگ استعاره از كنيه / دشمنی / مرجع ضمير « ش» قلب مادر است . / معنی: بيت7و8و9) اگر تو مي خواهي كه از من كام يابي، بايد اين زمان بدون ترس و كوتاهي كردن،بروی و سينه ناتوان و بخيل مادرت را پاره كنی و قلب او را از آن سينه بيرون آوري، گرم و زنده و آغشته به خون برايم بياوري تا كدورت و آزردگي را از وجود من پاك كني.
عاشق بي خرد ناهنجار نه بل آن فاسق بي عصمت و ننگ
« نه» قيد نفي است. ( با دو بیت بعد موقوف المعانی است)
حرمت مادري از ياد ببرد مست از باده و ديوانه ز بَنگ
واژه هاي مست / باده مراعات نظيرند / مصراع دوم حسن تعطيل است.
رفت و مادر را افكند به خاك سينه بدريد و دل آورد به چنگ
خاك مجازاًزمين / معنی: بيت10و11و12) آن دل باخته ي نادان و نامتعادل نه بلكه آن فردِ تبهکار و بي آبرو، حرمت مادري را فراموش كرد، او كه از شراب مست و از مصرف مواد مخدر دیوانه و بی عقل شده بود رفت و مادر را به زمين انداخت و سينه ي او را شكافت و قلبش را بيرون آورد.
قصد سر منزل معشوقه نمود دل مادر به كفش چون نارنگ
مصراع دوم آرايه ي تشبيه دارد دل مادر : مشبه/ نارنگ : مشبه به / معنی: در حالي كه قلب مادرش مانند نارنجي در دست او بود براي رفتن به منزل معشوقه به راه افتاد.
از قضا خورد دمِ در به زمين و اندكي رنجه شد او را آرنگ
از قضا قيد مختص است. / « را » در مصراع دوم فك اضافه است . / معنی: ناگهان نزديك درخانه به زمين خورد و كمي آرنج او زخمي شد.
آن دل گرم كه جان داشت هنوز اوفتاد از كغف آن بي فرهنگ
« بي فرهنگ » كنايه از عاشق بي خرد است . / معنی: قلب زنده مادرش كه هنوز جان داشت از دست آن آدم بي شعور و بي خرد افتاد.
از زمين باز چو برخاست نمود پي برداشتن دل ، آهنگ
ترتيب عادي ( هم نشيني ) رعاين نشده فعل ((نمود )) بايد پس از آهنگ بيايد. / آهنگ در اين بيت به معناي« قصد» آمده در بيت بعد«آهنگ» يعني صدا / نغمه، پس جناس تام دارند. / معنی: وقتي كه از زمين برخاست و تصميم داشت كه دوباره قلب مادر را از زمين بر دارد.
ديد كز آن دِل آغشته به خون آيد آهسته برون اين آهنگ
مصراع دوم : آهنگ را ديدن : حس آميزي ( با بیت بعد موقوف المعانی است)
آه دست پسرم يافت خراش! واي پاي ِ پسرم خورد به سنگ
آه : صوت / شبه جمله در معناي تأسف / دست: مجاز از آرنج / پا : مجازاً قسمتي از پا / واژه هاي دست و پا مراعات نظيرند
واژه هاي واي / پاي / جناس ناقص اختلافي است. / واي : صوت ( شبه جمله )، دريغ و افسوس / معنی: بيت17و18): متوجه شد كه از آن قلب خونين آرام و آهسته صدايي برخاست : واي ، آرنج پسرم زخمي شد ، واي، پاي پسرم به سنگ خورد
خود آزمايي
1) به نظر شما زيباترين بيت اين شعر كدام است؟ بيت آخر/ گرچه انتخاب خواننده می تواند متفاوت باشد؛ ضربه ی نهایی را بیت پایانی بر عهده دارد.
2) چه خصوصيتي اين شعر را در رديف اشعار غنايي مي دهد ؟ شعر روايي است امُا بسيار احساسی، برانگيز و بيانگر عشق و محبت عميق مادر است به فرزند
3) چرا شاعر، جوان عاشق را بي فرهنگ مي داند ؟ چون حرمت مادر را به خاطر عشق هوسبازانه ي خود از ياد برد و مادر را قرباني هوا وهوس خود مي كند.
4) شعر مشهور شهريار با مطلع«آهسته باز از بغل پله ها گذشت» درباره مادر را با شعر ايرج ميرزا مقايسه كنيد. هردو شعر به مقام و منزلت مادر اشاره دارند و از مهر مادري سخن مي گويند اما شعر شهريار در قالب نيمايي (شعر نو) سروده شده وزباني امروزين دارد اما شعر ايرج ميرزا در قالب سنتي ( قطعه ) سروده شده كه واژه هاي قديمي در آن مشهود است. شعر شهريار را مي توانيد در ديوان او ( صص 532-539 ) انتشارات زرين مطالعه كنيد : آهسته باز از بغل پله ها گذشت / در فكر آش و سبزي بيمار خويش بود / بيچاره مادرم...