درس بیست و سوم میتراود مهتاب
|
درس بیست و سوم میتراود مهتاب | |
|
از ویژگی های بارز شعر نیمایی پرداختن به مسائل اجتماعی با زبانی نمادین است. شاعر با بهره گیری از عناصر محیط خویش به بیان دردها و تنگناهای جامعه می پردازد.« می تراود مهتاب» تصویر عصرِ شب زده و جامعه ی غفلتآلودی است که نیما در آن زندگی می کند. شاعر، دل گرفته از رخوت و خواب زدگی جامعه، در پی یافتن راهی است که بیداری و آگاهی را به جامعه برگرداند. | |
|
میتراود مهتاب تعبیری از تابیدن و روشنگری ماه در شب به آرامی و نرمی. می درخشد شب تاب حتّا کرم کوچک شب تاب نیز در حال روشنگری و مبارزه است. نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک گلهمندی شاعر از خواب آلودگی مردمان دیار خویش است. غم این خفتهی چند خواب در چشم ترم می شکند اندوه مردمان خواب آلود و غفلت زده موجب بیخوابی و بیدارباشی شاعر میشود. تراویدن: تراوش کردن – ترشّح – چکیدن شبتاب: کرم شب تاب، آنچه در شب بدرخشد. خواب به چشم کسی شکستن: بیدار شدن، از خواب پریدن. تعبیر کنایی است. | |
|
صبح می خواهد از من (تشخیص) کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر | |
|
در جگر لیکن خاری خار در جگر شکستن: کنایه از رنج و آزار دیدن. سفر: سیر آمال و آرزوها از ره این سفرم می شکند غم خوابآلودگی جامعه، مرا از رسیدن به آرزوها و خواستههایم دورم میکند. | |
|
که به جانش کشتم و به جان دادمش آب ای دریغا به برم میشکند | |
|
تا دری بگشایم بر عبث می پایم که به در کس آید در و دیوار به هم ریخته شان بر سرم می شکند.
| |
|
میدرخشد شبتاب مانده پای آبله از راه دراز بر دم دهکده مردی تنها کولهبارش بر دوش دست او بر در، میگوید با خود : غم این خفتهی چند، خواب در چشم ترم میشکند. | |
|
خود آزمايي درس بيست و سوم | |
|
- پنج عنصر طبيعي را که نيما از محيط اطراف خود بر گرفته است ، بيان کنيد ؟ مهتاب ، شب تاب ، سحر ، صبح ، خار ، ساقه ی گل 2- راه دراز سفر چه رنجي را براي شاعر به بار آورده است ؟ غم واندوه از سفري ناموفق 3- منظور شاعر از " در وديوار به هم ريخته " چيست ؟ وضعيت نابسامان جامعه و ناهنجاری هاي اجتمايي ، ظلم و ستم و اختناق 4- آخرين تصويری که شاعر از خويش در برخورد با جامعه ی خود مي سازد ، چيست؟ تنها و بي ياور و مانده در راه ، تنها به اميد بيداري مردم 5- در اين شعر دو ترکيب زيبا پيدا کنيد . قوم به جان باخته ، نازک آراي تن ساقه گلي ، تراوش مهتاب ، خواب در چشم تر شکستن 6- نمونه ای بيابيد که در آن شاعر به پديده اي طبيعي ، ويژگي انساني بخشيده باشد. سحر با من نگران ايستاده است ، صبح از من مي خواهد. 7- " دست ساييدن " و " پاي آبله ماندن " کنايه از چه هستند ؟ دست ساييدن : کوشش و تلاش پاي آبله ماندن : مشقت ورنج و ناتواني |